نظر یادتون نره
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:25  توسط سارا
|
من از اين پس به همه عشق جهان مي خندم. به هوس بازي اين بي خبران مي خندم. هر که آرد سخن از عشق به آن مي خندم.خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته به آن مي خندم.
خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته به آن مي خندم
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:24  توسط سارا
|
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست
دستي كه بسته است پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است شعري كه بيبهاست
شرمي كه آشناستدارايي من است ارزاني شماست
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:18  توسط سارا
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:14  توسط سارا
|
سهراب :
گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت
دیوانه باران زده
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:7  توسط سارا
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:4  توسط سارا
|
تا بداني اي خوبم دوستت دارم شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بو سه مي آيم و آن را قبل از چيدن ستاره هاي قلبت روي گونه هايت مي كارم
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:26  توسط سارا
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:21  توسط سارا
|
از خدا خواستم
من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم
توسط ارش
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:18  توسط سارا
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:14  توسط سارا
|